الشيخ محمد الصادقي الطهراني
33
فقه گويا يا فقه سنتى ، فقه پويا يا فقه بشرى؟! (فارسى)
احكام خدا در اثر اين قبض و بسط موضوعى ، انقباظ و يا انبساطى نمىپذيرد . مثلًا در باب مطلق سفرى معين كه از موجبات افطار حتمى روزه دانسته شده است ، اينجا تنها با معيار « عسر » و ضرر ، روزه - همچون وطن - در سفر حرام مىشود ، زيرا در گذشته كه « مَسيرَةُ يَوْمٍ » بيست و چهار ساعت راه بوده ، با نشيب و فرازها و سختىهاى سفر ، به روزه حالت عسر مىآمده ، و اكنون كه سفر چند ساعته و بلكه « مَسيرَةُ يَوْمٍ » آنهم چه بسا بهتر و راحتتر از منزل شما است ، نه تنها « عسرى » ندار كه « حرج » هم نيست و يُريدُاللَّهُ بِكُمُ الْيُسْرَ وَلايُريدُ بِكُمُالْعُسرَ » « 1 » بيانگرِ حتميت روزه در چنان سفرهاى بىعسر و حرج است ، و همچنين مرض ، يكى از عذرهاى وضو و غسل مقرر گرديده كه : « وَانْ كُنْتُمْ مَرْضى أوْ عَلى سَفَرٍ . . . فَلَمْ تَجِدُوا ماءً فَتَيَمَّمُوا صَعيداً طَيَّباً » . « 2 » در آيهى فوق سفر را به عنوان نيافتن آب موضوع « لَمْ تَجِدُوا » گرفته ، زيرا نوعاً در سفرهاى گذشته بهويژه در حجاز قحطى آب بوده است ، كه سفر در اين دو مورد موضوع ظاهرىِ حكمِ افطارِ روزه و تيمّم مىباشد ، زيرا « لايُريدُ بِكُمُالْعُسْرِ » در روزه و « فلَمْ تَجِدُوا ماءً » « 3 » در طهارت ، خصوصيتِ « عُسْر » و عدم وجدان و يافتن آب را موضوع حكم دانسته و نه خصوص سفر كه احياناً از زندگى در وطن راحتتر است ، و اكنون كه ما روزهى در هر سفرى را مانند وطن واجب مىدانيم ، اين خود « بسط » در موضوع است و نه در حكمش . يااگر در مورد برد و باختِ مُحَرَّم ، مسابقه در دويدن ، شنا ، تيراندازى
--> ( 1 ) - سورهى بقره ، آيهى 185 . ( 2 ) - سورهى المائده ، آيهى 6 . ( 3 ) - سورهى المائده ، آيهى 6